تاریخ انتشار: ۰۹:۴۹ - ۰۹ خرداد ۱۴۰۵

چرا رقبای قالیباف دست خالی ماندند؟ | از دوقطبی‌سازی رادیکال تا شکست در ائتلاف‌سازی

انتخابات هیات رئیسه مجلس دوازدهم با پیروزی قاطع محمدباقر قالیباف و افزایش محسوس آرای او نسبت به دوره‌های پیشین به پایان رسید. این نتیجه، نه تنها روایت اقلیت منتقد مبنی بر کاهش محبوبیت او را باطل کرد، بلکه نشان داد نمایندگان در شرایط متلاطم سیاسی، به دنبال ثبات، عملگرایی و اطمینان از رویکرد مذاکراتی رییس مجلس هستند.

محمدباقر قالیباف

رویداد۲۴| انتخابات هیات‌رییسه مجلس شورای اسلامی، به ویژه انتخاب رییس نهاد قانونگذاری، همواره یکی از مهم‌ترین رخداد‌های سیاسی در آغاز هر دوره مجلس و همچنین در هر سال از عمر هر دوره از مجلس به شمار می‌رود. این رویداد، نه‌تنها نمادی از آرایش قدرت و ائتلاف‌های جاری در خانه ملت است، بلکه می‌تواند سرنخ‌های مهمی از روند‌های آتی سیاستگذاری، تعامل قوا و حتی سمت و سوی کلی حاکمیت در داخل و خارج از پارلمان در سال‌های پیش رو به دست بدهد.

به گزارش اعتماد، سومین انتخابات هیات رییسه مجلس دوازدهم که در اولین روز‌های آغاز به کار این دوره برگزار شد، باتوجه به تحولات سیاسی اخیر کشور و انتظارات موجود، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود. شاید این خاص‌ترین انتخابات هیات‌رییسه در تمامی ادوار مجلس شورای اسلامی بود. از خرداد سال ۱۳۵۹ تا خرداد ۱۴۰۵ البته این انتخابات در داخل پارلمان در فراز و فرود‌های سیاسی مختلفی برگزار شده بود، اما این بار بعد از نزدیک به دو ماه غیرعلنی شدن مجلس و مرزبندی جدی‌تر از قبل بین دو طیف از اصولگرایان در زمان و بعد از جنگ ۴۰ روزه این انتخابات در شرایطی متمایز از همیشه برگزار شد.

«اعتماد» پیش از برگزاری انتخابات در گزارشی به علل حتمی رای‌آوری قالیباف بیش از سال‌های گذشته اشاره کرده بود. حالا نتایج انتخابات نشان می‌دهد اعداد در رای‌های نمایندگان همان تحلیل‌های کلی فضای سیاسی کشور را دنبال کرده بود.

ابقای قابل‌توجه محمدباقر قالیباف برای سومین سال متوالی در سمت ریاست مجلس پیام‌های روشنی دارد. رویدادی که به‌رغم تلاش‌های مشهود و گاه علنی یک اقلیت فعال در مجلس و فضای رسانه‌ای، نه‌تنها با شکست مواجه نشد، بلکه با کسب آرای بیشتر نسبت به دوره‌های پیشین، جایگاه او را مستحکم‌تر از قبل ساخت.

آغاز به کار مجلس دوازدهم در خرداد ماه ۱۴۰۳، با گمانه‌زنی‌های فراوان و بحث‌های داغی در محافل سیاسی و رسانه‌ای همراه بود. یکی از داغ‌ترین محور‌های این بحث‌ها، به سرنوشت کرسی ریاست مجلس اختصاص داشت. محمدباقر قالیباف که از ابتدای مجلس یازدهم در این سمت قرار داشت، برای سال اول مجلس دوازدهم نیز خود را نامزد ریاست کرد. در مقابل او، چهره‌هایی از طیف‌های مختلف سیاسی، ازجمله کسانی که به عنوان نمایندگان «اقلیت» یا «صدای مخالف» شناخته می‌شدند، اگرچه خودشان را نماینده حلقه سخت نظام می‌خواندند و می‌خوانند.

آنها تلاش کردند تا با ایجاد یک ائتلاف یا حداقل با تشکیک در صلاحیت یا مقبولیت قالیباف به دلایل مختلف ازجمله غیرعلنی شدن مجلس و البته نقش مهم قالیباف در مذاکرات اخیر، راه را برای انتخاب مجدد او دشوار سازند. فضای پیش از انتخابات مملو از تحلیل‌هایی بود که حکایت از رقابتی فشرده و حتی احتمال «شکسته شدن رای» قالیباف می‌دادند. برخی ناظران بر این باور بودند که باتوجه به ورود نمایندگان جدید با دیدگاه‌های متفاوت و همچنین افزایش انتقادات از عملکرد مجلس یازدهم در سال پایانی، ممکن است قالیباف با چالش جدی روبه‌رو شود.

این گمانه‌زنی‌ها و انتظارات، با توجه به تجربیات پیشین در انتخابات هیات‌رییسه و نیز تحرکات داخلی مجلس، کاملا بی‌اساس نبود. از دیرباز، رقابت بر سر ریاست مجلس، به‌مثابه نبردی نمادین برای کنترل مسیر قانونگذاری و جهت‌گیری کلی پارلمان تلقی می‌شده است. اقلیتی که به آن اشاره شد، با برجسته کردن برخی مسائل که از جانب آنها نقاط ضعف در دوره قبلی ریاست قالیباف توصیف می‌شد، تلاش داشتند تا ضمن بسیج آرای مستقل و منتقد، ائتلافی را علیه او شکل بدهند.

این تلاش‌ها گاه در قالب مصاحبه‌های رسانه‌ای، نامه‌نگاری‌ها یا جلسات درون‌فراکسیونی نمود پیدا می‌کرد. حتی شنیده‌های «اعتماد» حاکی از آن است که در شب پیش از انتخابات انبوهی از پیامک‌ها نیز برای نمایندگان برای ایجاد جو روانی علیه قالیباف ارسال شده است. هدف اصلی این اقدامات، کاهش شانس پیروزی قالیباف و فراهم آوردن زمینه برای ظهور یک گزینه جایگزین نبود که این جریان نیز اطمینان داشت قالیباف رایی برای ادامه ریاست کسب خواهد کرد. این اقلیت معتقد بود که مجلس نیاز به یک «تحول» در راس خود دارد و روی آوردن به چهره‌ای دیگر می‌تواند نشاط و پویایی جدیدی به نهاد قانونگذاری ببخشد، اما مشخصا به دنبال شکستن رای قالیباف و کاهش میزان آرا نسبت به سال‌های گذشته بودند.

اما نتیجه نهایی انتخابات هیات‌رییسه مجلس دوازدهم، نه‌تنها انتظارات این اقلیت را برآورده نکرد، بلکه بسیاری از تحلیلگران را نیز به جمع‌بندی درباره وزن سیاسی جریان‌ها در بهارستان دوازدهم رساند.

محمدباقر قالیباف با کسب تعداد قابل‌توجهی رای، نه‌تنها توانست مجددا به کرسی ریاست تکیه بزند، بلکه آرای او در مقایسه با انتخابات دوره‌های پیشین ریاست، افزایش محسوسی را نشان داد. این پیروزی قاطع، فراتر از یک ابقای ساده بود؛ آن را می‌توان به‌مثابه یک پیام روشن ازسوی اکثریت نمایندگان به شمار آورد که بر تداوم رهبری او صحه گذاشتند.

 این واقعیت که قالیباف توانست در شرایطی فضای عمومی و بخشی از نمایندگان، انتظار رقابتی تنگاتنگ‌تر یا حتی افت رای او را داشتند، با اقتدار بیشتری پیروز شود، سوالی اساسی را مطرح می‌کند: «علت این موضوع چیست؟» به نظر می‌رسد این تغییر رای طیف وسیعی از مسائل را در بربگیرند؛ از ساختار قدرت درون مجلس و ترکیب نمایندگان جدید تا ائتلاف‌های پنهان و آشکار، میزان نفوذ شخصیت قالیباف و توانایی او در مدیریت فضای داخلی پارلمان و حتی تاثیرات محیط بیرونی بر تصمیم‌گیری‌های نمایندگان. درک صحیح از این پدیده، نه‌تنها برای تحلیل عملکرد آینده مجلس دوازدهم ضروری است، بلکه تصویر روشنی از دینامیک‌های قدرت در جمهوری اسلامی امروز و چگونگی شکل‌گیری اجماع‌های سیاسی، حتی در مواجهه با صدا‌های مخالف در درون جریان اصولگرایی امروز فراهم می‌آورد.

‌انتقادات طبیعی از مدیریت پارلمانی و خلأ راهبردی در جبهه منتقدان

پیروزی قاطع محمدباقر قالیباف در انتخابات ریاست مجلس دوازدهم، به‌رغم وجود جریان‌های منتقد و پیش‌بینی‌ها برای کاهش آرای او، نیازمند تحلیل عمیق‌تری از پویایی‌های داخلی مجلس و ماهیت نیرو‌های سیاسی درگیر است. در وهله اول، باید اذعان داشت که انتقاد از عملکرد هر رییس مجلسی، امری طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است. مجلس شورای اسلامی متشکل از ۲۹۰ نماینده با سلایق، دیدگاه‌ها، اولویت‌ها و حتی حوزه‌های انتخابیه متفاوت است.

 هر یک از این نمایندگان، چه در زمینه قانونگذاری، چه در نحوه اداره جلسات، چه در تعامل با سایر قوا و چه در مسائل مرتبط با حوزه نظارت، انتظارات خاص خود را از ریاست مجلس دارند. بنابراین، اینکه تمامی این ۲۹۰ نفر، بدون استثنا، از نحوه مدیریت یک نفر کاملا راضی باشند، نه‌تنها غیرواقعی، بلکه اساسا مغایر با ذات دموکراتیک و کثرت‌گرای پارلمان است.

ثبت‌نام سومین بوت‌کمپ «تحلیل‌گر داده» آکادمی همراه اول آغاز شد!

انتقاداتی که در طول سه سال ریاست قالیباف در مجلس یازدهم مطرح می‌شد و پیش از انتخابات هیات‌رییسه مجلس دوازدهم نیز به اوج خود رسید، طیف وسیعی از مسائل را در بر می‌گرفت. برخی ممکن بود به کندی روند قانونگذاری در برخی حوزه‌ها اعتراض داشته باشند، عده‌ای دیگر به نحوه اداره جلسات علنی و کمیسیون‌ها، یا میزان اهمیت‌دهی به مسائل خاص. بعضی نمایندگان شاید از رویکرد رییس در مواجهه با طرح‌ها و لوایح خاص، یا حتی تعامل او با دولت و قوای دیگر، رضایت کافی نداشتند. این نقدها، خواه برآمده از دغدغه‌های کارشناسی، خواه ناشی از اختلاف‌نظر سیاسی و فراکسیونی، جزیی جدایی‌ناپذیر از حیات پارلمانی است و نمی‌توان آن را صرفا به عنوان یک «مشکل» یا «ضعف» تلقی کرد. وجود چنین انتقاداتی، حتی اگر گسترده باشد، لزوما به معنای عدم صلاحیت فرد برای ریاست نیست، بلکه نشان‌دهنده پیچیدگی مدیریت نهادی به وسعت و اهمیت مجلس است.

با این حال، آنچه در این میان نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرد، نه صرف وجود این انتقادات، بلکه خلأ عمیق در جبهه مقابل قالیباف بود. نیرو‌های منتقد و رقیبی که تلاش داشتند جایگزینی برای او معرفی کنند یا حداقل آرای او را بشکنند، عموما با مشکلی اساسی روبه‌رو بودند: دست خالی. این جریان -که می‌توان آن را به عنوان یک اقلیت فعال در مجلس و فضای رسانه‌ای شناسایی کرد- غالبا فاقد یک برنامه جامع، راهبردی منسجم و عملیاتی برای اداره مجلس بود. شعار‌ها و رویکرد این طیف، بیشتر بر نقد تند و تیز عملکرد گذشته متمرکز بود تا ارائه بدیل‌های قابل قبول و راهکار‌های اجرایی.

‌کارنامه رقبای قالیباف؛ دو قطبی‌سازی و رادیکال کردن فضای کشور

مشخصه اصلی این رویکرد، تمایل به طرح «شعار‌های تند» و «رادیکال کردن فضای کشور» است. این گروه‌ها غالبا با برجسته‌سازی اختلافات، ایجاد جبهه‌بندی‌های شدید و پافشاری بر مواضع ایدئولوژیک افراطی، به دنبال برانگیختن احساسات و بسیج بخشی از بدنه اجتماعی یا پارلمانی هستند. هدف آنها نه لزوما ارائه یک برنامه عملیاتی برای حل مشکلات، بلکه بیشتر «ایجاد نوعی از فضای دوقطبی» است که در آن، یک طرف کاملا حق و طرف دیگر کاملا باطل تلقی شود. این دوقطبی‌سازی، درحالی که ممکن است برای جذب توجه یا ایجاد شور و هیجان در برخی محافل موثر باشد، اما در محیط تصمیم‌گیری و اجماع‌سازی مجلس -که نیازمند انعطاف، مذاکره و یافتن راه‌حل‌های میانه است- کارایی لازم را ندارد. نمایندگان، درنهایت، به دنبال مدیریتی هستند که بتواند ضمن حفظ آرامش و وحدت نسبی پارلمان، مسیر قانونگذاری را به پیش ببرد.

در نقطه مقابل این رویکرد، محمدباقر قالیباف به عنوان یک تکنوکرات عملگرا شناخته می‌شود. رویکرد عملگرایانه او، کمتر بر شعار‌های ایدئولوژیک و رادیکال متمرکز است و بیشتر بر مدیریت امور، پیشبرد فرآیند‌ها و تلاش برای دستیابی به نتایج ملموس، حتی اگر با مصالحه و چانه‌زنی همراه باشد، تاکید دارد. کارنامه‌ای که قطعا خالی از نقد نیست، اما مشخصا دیکته‌ای است که نوشته شده و قطعا ایراداتی دارد، درست در مقابل جریان منتقدش که شمایل دیکته نانوشته هستند. قالیباف در طول دوران ریاست خود، تلاش کرده تا تصویری از مدیری کارآمد، قادر به برقراری ارتباط با طیف‌های مختلف و متمرکز بر حل مسائل اجرایی ارائه بدهد.

 این تصویر، در مقایسه با رویکرد «دست خالی» و «شعار‌های تند» منتقدان، برای بخش قابل‌توجهی از نمایندگان، گزینه مطمئن‌تر و واقع‌بینانه‌تری به نظر می‌رسد. در شرایطی که فضای سیاسی کشور نیازمند آرامش و ثبات در تصمیم‌گیری‌ها است، انتخاب یک عملگرا که توانایی مدیریت ائتلاف‌های گوناگون را دارد، بر گزینه‌ای که بیشتر به دنبال تحریک و دوقطبی‌سازی است، ترجیح داده می‌شود. این تضاد بنیادین در رویکردها، یکی از دلایل اصلی ابقای قالیباف و حتی افزایش آرای او محسوب می‌شود، چراکه نمایندگان، به‌رغم انتقادات طبیعی یک جایگزین عملی و پایدار را در جبهه رقیب نیافتند.

‌اطمینان نمایندگان به رویکرد قالیباف در هدایت مذاکرات بین‌المللی

پیروزی محمدباقر قالیباف در انتخابات ریاست مجلس دوازدهم با افزایش قابل توجه آرا، نه‌تنها ابقای او را تضمین کرد، بلکه پیام‌های ضمنی مهمی درباره رویکرد مجلس به مسائل کلان ملی، به ویژه پرونده‌های حساس بین‌المللی، به همراه داشت. یکی از محور‌های اصلی نقد مخالفان قالیباف، به‌ویژه در یک ماهه منتهی به انتخابات هیات‌رییسه، تلاش برای القای این ذهنیت بود که نمایندگان مجلس، از رویکرد او در «مذاکرات» ناراضی یا دلخور هستند. این صف‌بندی جدید، که عمدتا توسط چهره‌های نزدیک به جریان پایداری و برخی نیرو‌های وابسته به سعید جلیلی شکل گرفته بود، می‌کوشید تا قالیباف را در موضع ضعف درقبال مسائل خارجی و سیاست بین‌الملل قرار بدهد و این تصور را ایجاد کند که نمایندگان به دنبال یک تغییر جدی در این حوزه هستند. با این حال، نتیجه قاطع انتخابات، به روشنی نشان داد که این روایت‌سازی نه‌تنها با واقعیت درون مجلس همخوانی نداشت، بلکه دقیقا خلاف آن چیزی بود که منتقدان سعی در ترویجش داشتند.

جریان‌های منتقد، با تکیه بر مواضع ایدئولوژیک و گاهی غیرقابل انعطاف خود در قبال مذاکرات بین‌المللی، سعی در به چالش کشیدن هر گونه رویکرد عملگرایانه یا دیپلماتیک نرم‌تر داشتند. آنها با برجسته‌سازی نقاط ضعف احتمالی در فرآیند‌های دیپلماتیک گذشته و با تاکید بر ضرورت اتخاذ مواضع انقلابی و سازش‌ناپذیر، می‌خواستند قالیباف را به دلیل آنچه «مماشات» یا «عدم قاطعیت» در هدایت یا تاثیرگذاری بر تیم مذاکره‌کننده می‌نامیدند، مورد سرزنش قرار بدهند. هدف اصلی آنها، نه صرفا نقد عملکرد، بلکه ایجاد یک فضایی بود که در آن، هرگونه گفت‌و‌گو و تعامل با طرف‌های خارجی، به‌خصوص در مسائل هسته‌ای و تحریم‌ها، به‌مثابه خروج از اصول تلقی شود و رهبری مجلس در این زمینه زیر سوال برود. آنها انتظار داشتند که این فشارها، منجر به ریزش آرای قالیباف در میان نمایندگان، به ویژه آنهایی که تمایل به مواضع تندتر دارند، شود.

 آرای کسب شده توسط قالیباف، به وضوح نشان داد که اکثریت نمایندگان مجلس، برخلاف این تصور، نه تنها از حضور او در جایگاه هدایت‌کننده تیم مذاکره کننده دلخور نیستند، بلکه این حضور، نوعی «اطمینان» را برای قاطبه آنان به همراه داشته است. این اطمینان، ریشه در چند عامل کلیدی دارد: اولا رویکرد عملگرایانه و تجربه مدیریتی قالیباف. نمایندگان، به ویژه آنهایی که دارای دیدگاه‌های متنوع‌تر و واقع‌بینانه‌تری نسبت به مسائل خارجی هستند، ارزش زیادی برای تجربه و توانایی مدیریتی قالیباف قائل‌اند. در مسائل پیچیده و حساس بین‌المللی که سرنوشت کشور در گرو تصمیم‌گیری‌های هوشمندانه است، رویکرد‌های هیجانی و رادیکال اغلب به جای حل مشکلات، به پیچیده‌تر شدن آنها منجر می‌شود.

 قالیباف، با سابقه طولانی در مناصب اجرایی و مدیریتی، تصویری از یک شخصیت عملگرا را ارائه داده که قادر به مدیریت بحران‌ها و یافتن راه‌حل‌های عملی، حتی در شرایط سخت، است. این تصویر، در مقایسه با رقبایی که بیشتر بر «شعار» و «تندروی» تاکید دارند، برای نمایندگان از اطمینان بیشتری برخوردار است. دوم حفظ ثبات و توازن در سیاست خارجی. حضور قالیباف به عنوان رییس مجلس و نقش او در هماهنگی‌ها و هدایت تیم مذاکره‌کننده، ممکن است به عنوان یک عامل تعادل‌بخش در سیاست خارجی تلقی شده باشد. در نظامی که تصمیم‌گیری‌های کلان با هماهنگی و همگرایی نهاد‌های مختلف صورت می‌گیرد، نقش رییس مجلس در این فرآیند حیاتی است. نمایندگان شاید بر این باور بوده‌اند که قالیباف، با درک صحیحی از مقتضیات داخلی و بین‌المللی، می‌تواند توازنی منطقی بین حفظ اصول و منافع ملی و الزامات دیپلماتیک برقرار کند.

این رویکرد، مانع از حرکت به سوی افراط‌گرایی می‌شود که می‌تواند تبعات سنگینی برای کشور در پی داشته باشد. سومین مساله در دایره حضور قالیباف در مذاکرات، در چشم نمایندگان مساله اعتماد به نفس در برابر فشار‌های خارجی است. برخلاف تحلیل منتقدان که ممکن بود «مذاکره» را مترادف با «ضعف» یا «تسلیم» قلمداد کنند، بخش بزرگی از نمایندگان احتمالا بر این باورند که قالیباف قادر است با قدرت و تدبیر، از منافع ملی در پشت میز مذاکره دفاع کند و در عین حال، مسیر دیپلماسی را مسدود نسازد. این تصور، ریشه در اعتماد به توانایی‌های او در مدیریت پیچیدگی‌ها و فشار‌های خارجی دارد. رای بالای نمایندگان به قالیباف، در واقع، یک رای اعتماد به توانایی او در «مذاکره مقتدرانه» و نه «مذاکره از سر ضعف» بود. از این جهت، افزایش آرای قالیباف در این انتخابات، نه تنها رد قاطعانه روایت منتقدان بود، بلکه نشان داد که بخش قابل‌توجهی از نمایندگان، حضور او را در راس مجلس و نقش هدایت‌کننده او در پرونده‌های مذاکراتی، عاملی برای «اطمینان» و «ثبات» می‌دانند.

پ این امر حاکی از آن است که نمایندگان، در مواجهه با چالش‌های پیچیده بین‌المللی، به جای رویکرد‌های رادیکال و شعارزده، به دنبال مدیریتی با تجربه و عملگرا هستند که بتواند ضمن حفظ اصول، منافع ملی را با تدبیر و هوشمندی دنبال کند. این اعتماد به قالیباف می‌تواند پیامد‌های مهمی برای سیاست خارجی کشور و نقش مجلس در آینده پرونده‌های بین‌المللی داشته باشد و نشان می‌دهد که اکثریت مجلس، به سمت یک رویکرد واقع‌بینانه و مبتنی بر مصلحت در قبال تعاملات جهانی تمایل دارد.

نقش قالیباف در یک محیط سیاسی متلاطم

یکی از عوامل کلیدی که می‌توانست به افزایش آرای قالیباف منجر شود، نه‌تنها عملکرد مدیریتی او در مجلس، بلکه نقش او به عنوان یک عنصر ثبات‌بخش در یک فضای سیاسی نسبتا متلاطم بود. ایران در ماه‌های اخیر شاهد تحولات غیرمنتظره‌ای، از جمله درگذشت رییس‌جمهور فقید و وزیر امور خارجه و متعاقب آن، برگزاری زودهنگام انتخابات ریاست‌جمهوری بوده است. این وقایع، خود به خود، نوعی از ابهام و عدم قطعیت را در فضای سیاسی کشور ایجاد می‌کند و نیاز به «ثبات» و «پیش‌بینی‌پذیری» در سایر نهاد‌های حکومتی را افزایش می‌دهد.

در چنین شرایطی وجود یک شخصیت باتجربه و شناخته شده در راس قوه مقننه که سابقه طولانی در مناصب کلیدی اجرایی و نظامی دارد، می‌تواند برای نمایندگان نوعی از «لنگر اطمینان» باشد. قالیباف، با سه سال ریاست در مجلس یازدهم، به خوبی با ساز و کار‌های درونی مجلس، روابط بین قوای سه‌گانه و فرآیند‌های پیچیده قانونگذاری و نظارت آشنا است. ابقای او، به معنای پرهیز از تغییرات ناگهانی و حفظ نظم موجود در قوه مقننه است. این ثبات، درحالی که کشور در آستانه یک انتخابات ریاست‌جمهوری حساس قرار دارد، برای بسیاری از نمایندگان، به ویژه آنهایی که نگران اختلال در روند کاری مجلس یا تضعیف جایگاه آن در معادلات سیاسی هستند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

نمایندگان، فارغ از گرایش‌های سیاسی خود، به دنبال محیطی کارآمد برای انجام وظایف خود هستند. تغییر ریاست مجلس در یک مقطع حساس، می‌توانست منجر به اتلاف وقت برای تطبیق با رویکرد‌های جدید، تغییر در چیدمان کمیته‌ها و کمیسیون‌ها و به طور کلی، کند شدن فرآیند‌های پارلمانی شود. در مقابل، ابقای قالیباف تضمین‌کننده ادامه مسیر با حداقل وقفه و اختلال بود. او به عنوان مدیری عملگرا، توانایی خود را در حفظ انسجام نسبی مجلس و پیشبرد دستور کار آن نشان داده است. این رویکرد عملیاتی، در مقایسه با شعار‌های تند یا رویکرد‌های کمتر تجربه شده، برای نمایندگانی که به دنبال کارآمدی و ثبات در نهاد قانونگذاری هستند، جذاب‌تر به نظر می‌رسد.

به عبارت دیگر، رای به قالیباف، تنها رای به شخص او نبود، بلکه رای به «استمرار» و «نظم» در نهادی حیاتی در برهه‌ای از عدم قطعیت سیاسی بود. در شرایطی که قوای دیگر درگیر فرآیند‌های گذار یا انتخاباتی هستند، نمایندگان احتمالا به این نتیجه رسیده‌اند که حفظ یک رهبری باثبات و کارآزموده در مجلس، بهترین راه برای تضمین عملکرد موثر و بی‌وقفه این قوه و جلوگیری از سرایت نوسانات سیاسی به درون آن است. قالیباف در این تصویر، به عنوان فردی که می‌تواند کشتی مجلس را در دریای متلاطم تحولات سیاسی به ساحل برساند، ظاهر شده است.

خرید حرز کبیر امام جواد روی پوست آهو با آداب کامل و قیمت منصفانه

تبلیغ

خرید حرز کبیر امام جواد روی پوست آهو با آداب کامل و قیمت منصفانه

مشاهده و خرید

yn-ad

‌توانایی قالیباف در ائتلاف‌سازی و جلب حمایت از طیف‌های مختلف درون اصولگرایی

برخلاف تصور اولیه برخی منتقدان که قالیباف را در موضعی تضعیف شده در میان اصولگرایان می‌دانستند، نتایج انتخابات ریاست مجلس نشان داد که او همچنان از توانایی بالایی در ائتلاف‌سازی و جلب حمایت از طیف‌های مختلف درون جریان اصولگرایی برخوردار است. مجلس دوازدهم، حتی بیش از مجلس یازدهم، از نظر ترکیب داخلی اصولگرایان، دارای گوناگونی و فراکسیون‌های متعددی است. در چنین فضایی، پیروزی با اختلاف چشمگیر به معنای آن است که قالیباف توانسته فراتر از یک جناح خاص، حمایت بخش بزرگی از نمایندگان اصولگرا را به خود جلب کند.

قالیباف به خوبی توانسته منافع و اولویت‌های متکثر درون جریان اصولگرایی را شناسایی کرده و راهی برای همگرا کردن آنها حول محور ریاست خود بیابد. این ائتلاف‌سازی می‌تواند از طریق وعده‌های مدیریتی، تضمین جایگاه‌های کلیدی در هیات‌رییسه و کمیسیون‌ها یا حتی ایجاد فضایی برای طرح نظرات و مشارکت طیف‌های مختلف در تصمیم‌گیری‌های مجلس صورت گرفته باشد. در واقع، قالیباف به جای تکیه صرف بر یک جناح، توانسته یک «چتر گسترده» را برای گروه‌های مختلف اصولگرا فراهم آورد و به آنها این احساس را بدهد که صدای‌شان شنیده می‌شود و در ساختار مجلس جایگاهی دارند؛ بنابراین باید به موقعیت قالیباف به عنوان یک چهره «مرکز ثقل» در میان طیف‌های مختلف اصولگرا اشاره کرد. درحالی که برخی چهره‌های دیگر ممکن است بیشتر نماینده یک جناح خاص یا دارای مواضع تندتر باشند، قالیباف سعی کرده تصویری معتدل‌تر و اجماع‌سازتر از خود ارائه بدهد. این ویژگی، او را به گزینه‌ای مطلوب برای آن دسته از نمایندگان تبدیل می‌کند که به دنبال وحدت و کاهش اختلافات داخلی در جریان اصولگرایی هستند و نمی‌خواهند مجلس به میدانی برای رقابت‌های شدید جناحی تبدیل شود.

علاوه بر این، باتوجه به فضای سیاسی کشور مشخصا یک اجماع نانوشته در میان بسیاری از اصولگرایان برای حفظ «وحدت» و «همگرایی» در ساختار مجلس به وجود آمده باشد. در چنین شرایطی، قالیباف به دلیل سابقه و توانایی‌اش در گردآوری نیرو‌ها در چشم مجلس اصولگرا، می‌تواند گزینه مناسبی برای جلوگیری از تفرقه و حفظ یکپارچگی جریان اصولگرایی تلقی شود. از منظر نمایندگان او با این رای بالا، توانایی خود را در مدیریت این اختلافات و تبدیل آن به یک قدرت اجماع‌ساز اثبات کرده است. این قابلیت او برای جذب و نگهداری طیف وسیعی از آرا، از دلایل مهم افزایش حمایت از او بوده است.

منبع: روزنامه اعتماد
خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما